X
تبلیغات
در محضر آیت الله محمودیان رحمه الله
در محضر آیت الله محمودیان رحمه الله

عبدصالح پروردگارحضرت آیت الله حاج آقاحسین محمودیان(ره) مردی که درطول حیات گهربارش فقط خدارادرنظرداشت


...

17 فروردین سالگرد عروج ملکوتی ایت الله حاج اقا حسین محمودیان به تاریخ شمسی است.

روحشان شاد و یادشان گرامی...

اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم



چهارشنبه بیستم فروردین 1393 |

 

یا صاحب الزمان

انا لله و انا الیه الراجعون

عالم ربانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج اقا سبحان عصمتی دعوت حق را لبیک گفت .مصیبت وارده را پیشگاه اقا صاحب الزمان ارواحنا له الفدا و خانواده محترم ایشان و همه مومنین و مومنات تسلیت عرض می کنیم.

داماد محترم حضرت ایت الله حاج اقا محمودیان رضوان الله علیه



روحشان شاد با صلواتی بر محمد و ال محمد

اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم


یکشنبه سوم آذر 1392 |

 

مزار مطهر


البته تاریخ وفاتشون اشتباه نوشته شده 1386 درست هست.

روحشون شاد و یادشون گرامی با ذکر صلواتی بر محمد و ال محمد ...

اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم


شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |

 

یا زهرا ...


میلاد حضرت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام را به محضرصاحب الزمان ارواحنا له الفدا تبریک عرض می کنیم...همچنین ششمین سالگرد عروج ملکوتی عالم ربانی آیت الله حاج حسین آقا محمودیان تفرشی رضوان الله علیه را به پاس همه ی سال هایی که قدم برای اسلام و مسلمین گذاشت با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد گرامی میداریم...اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

راه حسینیتان همیشه زنده است و جاویدان ...

چند وقت پیش یک فیلم از سخنرانی ایشان میدیدم بد نیست براتون گوشه ای از صحبتشون رو بنویسم...

جمعی از سادات علامه امینی رضوان الله علیه را به مهمانی دعوت کردند و از ایشان خواستند تا مسئله ولایت را برایشان بیان کنند.

علامه در هنگام سخنرانی می دیدند که سادات در حال گریه هستند و اشک از چشمانشان جاری است . بعد از پایان صحبتشان سادات پرسیدند نمی پرسید برای چه ما گریه کردیم؟علامه فرمودند حتما شما برای مظلومیت مولا علی علیه السلام گریه کردید.سادات گفتن نه ما تا حال می گفتیم اولی و دومی درسته که اشتباه کردند اما خدماتی هم داشتند اما حالا با صحبت های شما... وای بر ما که چقدر مردم رو گمراه کردیم...

التماس دعا


سه شنبه دهم بهمن 1391 |

 

پنجمین سال دوری

میلاد حضرت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام را به محضر بقیه الله اعظم ارواحنا له الفدا تبریک عرض می کنیم...همچنین پنجمین سالگرد عروج ملکوتی عالم ربانی آیت الله حاج حسین آقا محمودیان تفرشی رضوان الله علیه را به پاس همه ی سال هایی که قدم برای اسلام و مسلمین گذاشت با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد گرامی میداریم...اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین


جمعه بیست و یکم بهمن 1390 |

 

سومين سالگرد

سه سال از عروج عالم عاملي مي گذرد كه عمرش را وقف خدمت به مكتب اسلام و مذهب جعفري نمود و خداوند در روز ميلاد رئيس مكتب و رئيس مذهب كه در آن سال مصادف با عيد جمعه نيز بود او را به سمت خود خواند.

 هنوز صوت دل نشين او در گوش علاقمندانش طنين انداز است كه با بياني شيوا سخنان بزرگان دين را شرح مي داد و تاثير كلامش آن چنان بود كه تا عمق جان رسوخ مي كرد و بر لوح دل حك مي شد.

 خالي از لطف نيست كه خاطره اي از جوان علاقمندي كه به محضرش شرف ياب شده بود را نقل كنم:

"با چند نفر از دوستان به ديدن حاج آقا رفته بوديم و بعد از استفاده از محضرشان و روشن شدن پاسخ سؤالاتي كه در ذهنمان نقش بسته بود، از ايشان درخواست كرديم كه عكس يادگاري با ايشان بگيريم.

ايشان گفتند كه شايد اين عكس را بعد از ما ببينند و يك فاتحه اي بفرستند و برايم طلب مغفرتي كنند و قبول كردند."

نكته اي كه برايم جالب بود توجه به اين مطلب است كه ايشان حتي به عكس گرفتن هم از جنبه خدايي و معرفتي نگاه مي كردند و تمام حركاتشان براي ما درس بود.

با قرائت صلوات و فاتحه اي در سالگرد رحلتشان، هديه اي به مزارشان بفرستيم.

روح ايشان شاد و با اولياء الهي محشور باد.

 

بخشي از وصيّت نامه الهي و معنوي عالم ربّاني حضرت آيت الله محموديان تفرشي رضوان الله تعالي عليه

بسم الله الرحمن الرحيم

سفارش و وصيّتم به همگان همان چيزيست كه قرآن مجيد و پيغمبر اكرم و ائمّه ي اطهار صلوات الله عليهم و همه ي انبياء و اولياء مكرر به آن وصيّت و سفارش كرده اند و نجات و رستگاري دنيا و آخرت را به آن دانسته اند و آن در دو كلمه خلاصه مي شود :

۱-     همه ي اعمال و حركات انسان همراه با تقوا و رضايت و خشنودي خداوند متعال باشد.

۲-     فريب مال و مقام دنيا را نخوردن و دل به دنيا نبستن و هميشه به ياد داشتن اينكه دنيا محل عبور وخانه ي رنج و محنت است و اقامتگاه دائمي عالم بعد و خانه ي عيش و لذت است .

و نكته اي را كه نبايد ازآن غفلت كرد و دائم به آن توجه داشت اين است كه يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر صلوات الله عليهم و همه ي اوليا و بنده هاي خوب و شايسته ي الهي سعي و سير و سلوكشان  در همين راستا بوده است كه راه نجات و بهشت است . در مقابل سعي و سير و سلوك همه ستمگران و مستكبران و فريب خورده هاي مال و مقام دنيا بر خلاف تقوا ،دنيا و عيش دنيا را هدف قرار داده راه هلاكت و جهنّم را پيموده اند ؛ خود را گرفتار رنج و محنت هاي دنيا نموده و فريب عيش و لذّت هاي زود گذر خيالي خسر الدنيا و الاخره شدند . همين نكته كافي است براي عبرت وبيداري كساني كه عقل دارند و فهم خود را نباخته اند .


پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 |

 

شهادت نبي مكرم اسلام و سبط بزرگوارشان به محضر حضرت ولي عصر ارواحنا فداه تسليت

بسم الله الرحمن الرحيم

 

صلي الله عليك يا رسول الله و علي آل بيتك الطاهرين

 

28 ماه صفر سالروز رحلت سيد انبياء و برترين آفريده خدا محمد مصطفي (صلي الله عليه و اله و سلم) است. وجود مقدسي كه خداوند متعال تمام جهان را به يمن او و عترت پاكش آفريد و نور او اول مخلوق خداوند است. پيامبري كه خداوند حكيم بارها در قرآن كريم او را ستوده است.

سخن در فضايل و مناقب آن حضرت بسيار است،اما آنچه در اين مقام بايد گفت عظمت مصيبت خاتم الانبياء (صلي الله عليه و آله) است؛ تا آنجا كه امام باقر (عليه السلام) در روايتي چنين مي فرمايد: «من أصيب بمصيبة فليذكر مصابه بالنبي (صلي الله عليه و آله) فانه من أعظم المصائب» (كافي ج3 ص220 )

هر كس به مصيبتي گرفتار شد، پس بايد مصيبت خود را نسبت به پيامبر الانبياء (صلي الله عليه و آله)  بياد آورد پس همانا كه مصيبت پيامبر از بزرگترين مصيبتهاست.

در روايات ما گزارشهاي متعددي از آخرين روزهاي حيات شريف رسول خدا الانبياء (صلي الله عليه و آله) و نيز آخرين لحظات آن حضرت نقل شده است از جمله:

صحيح بخاري معتبرترين كتاب اهل سنت چنين نقل مي كند: «زماني كه  حال تب بر پيامبر شديد شد فرمود: كاغذي بياوريد تا برايتان نوشته اي بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد. عمر گفت: تب بر پيامبر خدا غالب شده است وكتاب خدا نزد ماست و براي ما كافي است. پس اصحاب حاضر در جلسه با هم اختلاف پيدا كردند و بگو مگو زياد شد. پيامبر فرمودند: از نزد من برخيزيد و شايسته نيست در نزد من تنازع كنيد. پس ابن عباس خارج شد در حالي كه مي گفت: مصيبت! و تمام مصيبت! زماني بود كه بين رسول خدا و نوشته او مانع شدند.»(صحيح بخاري ج1، ص36.)

همچنين ابن عباس چنين مي گويد: «هنگامي كه وفات پيامبر فرا رسيد گريستند تا محاسنشان از اشك، تر شد پس به آن حضرت گفته شد: يا رسول الله چه چيز باعث گريه شما شد؟ فرمود: براي فرزندانم مي گريم و براي آنچه شرار امتم پس از من با آنان خواهند كرد، گويا فاطمه دخترم را مي بينم در حالي كه پس از من به او ظلم شده و فرياد مي زند: يا ابتاه، يا ابتاه، پس احدي از امتم او را ياري نمي كند.

فاطمه (سلام الله عليها) سخن پدر را شنيد و گريست پس پيامبر به دخترشان فرمودند: دخترم گريه مكن! آن حضرت پاسخ داد: گريه من به خاطر آنچه پس از شما با من خواهد شد، نيست؛ بلكه من از فراق و دوري شما مي گريم يا رسول الله! پيامبر فرمودند: تو را مژده مي دهم كه به زودي به من ملحق مي شوي پس تو اول كسي هستي كه به من خواهد پيوست.»(امالي شيخ طوسي ص188)

 از طرفي بنابر نقلي اين روز مصادف با شهادت سبط اكبر رسول خدا، امام حسن مجتبي (عليه السلام) است، امامي كه پيامبر خدا او را سيدِ جوانان اهل بهشت معرفي كرد. آن حضرت در طول مدت حيات خويش با ستم ها و جفاهاي فراواني مواجه شد، تا آنجا كه آن دسته از يارانش كه به مقام امامت الهي آن حضرت و عصمت ايشان، معرفتي نداشتند با شنيدن خبر صلح ايشان با معاويه ، به خيمه آن حضرت حمله ور شدند، سجاده را زير پاي ايشان كشيدند و پاي مباركشان را مجروح نمودند. بي آنكه بدانند يا بخواهند بپذيرند كه امام معصوم و حجت خدا هر عملي كه انجام دهد بر اساس دستور الهي مي باشد و جاي چون و چرا و اعتراض ندارد. چرا كه اعتراض به حجت معصوم الهي در واقع اعتراض به خداوند حكيمي است كه عمل امام عليه السلام به امر  و رضايت او انجام شده است.

سرانجام آن حضرت با زهر مسموم شدند و كار غربت و مظلوميتشان تا بدانجا رسيدكه بدن مطهرشان در روز تشييع تير باران شد... صلي الله عليك يا حسن بن علي  المجتبي

برگرفته از سايت آيت الله العظمي وحيد خراساني


شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 |

 

بمناسبت ولادت آقای همه روسفیدان

بسم الله الرحمن الرحيم
نيمه شعبان سالروز ميلاد مسعود قطب عالم امكان آخرين خليفه پروردگار،حضرت بقيه الله الاعظم(اروحنا فداه) مي باشد.
آن حضرت پس از ولادت به سجده افتاده و فرمودند:
اشهد ان لا اله الاالله وان محمدارسول الله وان ابي اميرالمؤمنين، سپس نامهاي مبارك امامان را يك بيك شمردند تا به خود رسيدند و آنگاه براي ظهور خويش دعا كردند.
امام عصر عليه السلام وجود مقدسي است كه خداوند به دست با كفايت ايشان جهان را پر از عدل و داد مي نمايد.امام مهرباني كه تمام خيرات و بركات و نعمتهايي كه خداي متعال به بندگان خويش عطا مي فرمايد،به يمن ايشان است. حضرت امام موسي ابن جعفر عليهما السلام درباره غيبت امام عصر و حال مومنان در آن دوره اندوه بار چنين مي فرمايند:
يغيب عن ابصار الناس شخصه ،ولا يغيب عن قلوب المومنين ذكره
شخص او از ديدگان مردم غايب مي گردد ولي يادش از دلهاي مومنين نمي رود.
دوران ظهور آن امام مهرباني،دوران صلح و صفا و امنيت و آسايش براي همه جهانيان است و مذهبي را كه خدا مي پسندد در جهان حاكم خواهد نمود.
ما شيعيان بايد خاضعانه و خاشعانه براي ظهور آن حضرت دعا كنيم،همواره به ياد ايشان باشيم و بدانيم كه آن حضرت ناظر بر رفتار و كردار ما هستند و از اعمال صالح ما خوشحال و از گناهانمان اندوهگين و آزرده خاطر مي شوند.شايسته است كه همواره در جهت خشنود كردن آن حضرت بكوشيم.
توسل مداوم به امام زمان عليه السلام و خواندن دعاي عهد و زيارت ال يس سرمايه اي گرانبها است كه بايد آن را غنيمت شماريم.
امام عسكري عليه السلام خطاب به فرزند عزيز خود امام عصر (عجل الله فرجه الشريف) مي فرمايد :
واعلم ان قلوب اهل الطاعه والاخلاص نزع اليك مثل الطيرالي اوكارها
وبدان كه دلهاي اهل طاعت واخلاص به سوي توپرمي كشد آن گونه كه پرندگان به لانه هاي خودمي روند.

از سایت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله


پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 |

 

السلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك

به دنيا آمدي با صد اشارت          نمودي قلب زهرا را تو غارت

ضريح آن لب و حلقوم را كرد      رسول الله آهسته زيارت

ز انگشتش تو شير نور خوردي       تو در دل بردنت داري مهارت

پر گهواره ات هم سهم فطرس        دخيل توست با غسل و طهارت

تو رحمان الرحيمي تو كريمي       بود در قلبها از تو حرارت

           ز ميلادت سراسر شور و شينم

               فقط معتكف باب الحسينم


یکشنبه چهارم مرداد 1388 |

 

حسنین علیه السلام پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم

چرا حسنین علیه السلام را پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم مینامند؟

با انکه حسنین علیه السلام نوه ی دختری رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم هستند ,در عین حال به پسران  پیامبر اشتهار  داشتند ,و آنچه که در میان مردم متداول و رایج است پسر را منتسب به پدر دانسته و نوه ی دختری را پسر به حساب نمی آورند , به همین علت اشکال میکنند که : چگونه حسنین علیه السلام را پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم محسوب می شوند در حالی که نوه ی دختری آن حضرت هستند؟

در اواخر قرن اول هجری ,آل مروان می کوشیدند این عنوان حسنین علیه السلام را که پسران پیامبر اند ,از ایشان بگیرند ,زمزمه هایی نیز از سوی حجاج بن یوسف ثقفی ,خون آشام معروف,دشمن اولاد رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم و والی عراق در زمان عبدالملک مروان آغاز شد.

حجاج خطاب به عبدالملک مروان گفت :خلیفه ! با این دستاویزکه حسنین علیه السلام نمی توانند پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم باشند ,می توانیم دشمنانت را بیشتر و بهتر بکوبــیم .

در رابطه با همین امر حجاج اعلام داشت کسانی که نتوانند این ادعا را که حسنین  علیه السلام پسران پیامبر اند بر اساس آیات قرآن به اثبات برسانند,خونشان هدر و محکوم به مرگ هستند...

عامر شعبی می گوید :

نیمه های شب بود که در خانه ام بصدا در آمد ,موقع خواب من بود و میخواستم به بستربروم,از جای برخاستم و به سوی در شتافتم و شخصاً در را باز کردم ,دیدم حاجب مخصوص حجاج بن یوسف دم در ایستاده است,همینکه من را دید گفت امیر احضارت کرده است.

دانستم این احضار بیموقع آن هم در نیمه شب باید خیلی خطرناک باشد ,در دلم احساس خطر کردم,ولی چاره ای جز تسلیم نبود ,در صورت سر پیچی از این دستور ,مرگ من حتمی بود, اجازه ی تجدید وضو گرفتم و به این بهانه به اندرون خانه شتافتم و چندین کلمه به عنوان وصیت به همسرم گوشزد کردم و بار دیگر وضو گرفته و به همراه فرستاده ی حجاج روانه ی دار الاماره شدم.

حجاج تنها بر کرسی نشسته بود ,همینکه من را دید که رنگ از رخسارم پریده گفت: نترس! به تو امان داده ایم ولی به این مرد(اشاره به گوشه ی اتاق کرد)نگاه کن که می گوید حسنین علیه السلام ذریه ی رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم هستند چنانچه حضور تو از قران دلیل نیاورد و ثابت نکند او را خواهم کشت به گوشه ی اتاق چشم دوختم دیدم مردی در کنج اتاق بر زمین افتاده و به غل و زنجیر بسته شده بود ,سرا پا غرق در آهن بود به طوری که نتوانستم او را بشناسم ,چندین ردیف زنجیر دور پیکرش پیجیده بودند .

گفتم :اصلح الله الامیر,چه خوب است اجازه دهید این محکوم از غل و زنجیر بیرون آورده شود تا آزادانه سخنش را بگوید و اگر از عهده ی اثبات ادعایش بر نیاید شمشیر جلاد پاسخ گویش خواهد بود ,حجاج پیشنهادم را پذیرفت و دستور داد زنجیر ها را از دست  و پایش بگشایند .

وقتیکه او را از لابه لای زنجیرها برون آوردند ,شناختم ,او سعد بن خبیر بود , ناراحت شدم از اینکه وی نخواهد توانست از روی آیات مدعایش را ثابت کند , آن وقت مرگش حتمی است .

حجاج  چشمانش را به گَردش آورد و بسوی سعیدخیره ماند و خطاب به او گفت :این تو هستی که معتقدی حسنین علیه السلام ذریه ی پیامبرند؟ آری حسنین ذریه ی پیامبرند؟ اگر با آیات و بیانات ثابت   نکنی و کلام خدا را شهادت نیاوری کشته خواهی شد.

-از روی قران کلام خدای متعال دلیل می آورم.    حجاج غرید و گفت :پس زود باش ,دلالت را بیاور.   –کمی صبر کنید.  لحظات به کندی می گذشت ,حجاج بن یوسف بر کرسی خود اندکی جا به جا شد و گفت: زود باش ای پسر جبیر !معطل چه هستی ؟   -کمی صبر کنید.    باز هم دقایقی گذشت و سعیدبن جبیر سر به گریبان برده و غرق دریای تفکر بود ,من دیگر نا امید شده بودم و یقین کردم که اینک جلاد دژخیم را احضار خواهد شد و سر از تنش جدا خواهد کرد , حتما امشب ,آخرین شب عمر سعید است حجاج فریاد زد: جلاد! دژخیم از جای بر خاست و به سوی سعید رفت تا کارش را یکسره کند جلاد هنوز آخرین گام را بر نداشته بود که سعید سکوت را شکست و آغاز کرد و گفت:ما به ابراهیم ,اسحاق ,ایوب را عطا کردیم و همه را به راه راست رهنمون شدیم و نیز نوح را پیش از ابراهیم به راه راست رهنمون شدیم ,داوود , سلیمان ,ایوب ,یوسف ،موسی و هارون از ذریه های ابراهیم هستند که هدایتشان کردیم و ما نیکوکاران را اینگونه پاداش می دهیم ,زکریا ,یحیی و عیسی ازذریه های ابراهیم هستند و همه از نیکوکارانند(سوره ی انعام آیات 84و85)

اندکی مکث کرد و آنگاه خطاب به حجاج گفت :دنباله ی آیه را بخوانید . حجاج نیز چنین ادامه داد و ذکریا و یحیی و الیاس کل من الصالحین . سعید خطاب به حجاج گفت :آیا پروردگار در این آیه از نسل ابراهیم حکایت نمی کند؟   آری چنین است.    سعید گفت : داوود,سلیمان,ایوب,یوسف,هارون,زکریا,یحیی,وبعد؟    حجاج گفت: عیسی.   سعد گفت: عیسی از دم روح القدس به وجود آمده و کلمه الله است ,او پدری نداشت تا در ردیف نسل ابراهیم قرار بگیرد. حجاج که گوئی مطلب را فراموش کرده است گفت:مگر او نسل مریم نسل ابراهیم نبود؟سعید لبخندی زد و گفت: میان مریم وابراهیم چندین قرن فاصله است ,آیا این سزاوار است که فرزند مریم با فاصله ی چندین قرن ذریه ی ابراهیم باشد؟ولی فرزندان فاطمه علیه السلام که در حیات پیامبر صل الله علیه و آله وسلم به دنیا آمده و در دامنش پرورش یافتندذریه بشمار نروند؟   حجاج که در برابر چنین استدلالی عاجز و در مانده شده بود ,سرش را به زیر افکندو پس از لحظاتی سرش را بلند کرد و گفت: حق با شماست واینک آزاد هستید,و به دنبال این حرف پیشکارش را صدا زد و به او دستور داد که ده هزار درهم از سکه ی طلا به خانه ی سعیدبن جبیر ببرند . عامر شعبی می گوید به دنبال آزاد شدن سعید من نیز آزاد شدم و به خانه باز گشتم ولی ان شب را تا به صبح بیداری کشیدم ,همه اش به سعید فکر میکردم که چگونه توانست چنین پاسخی محکم به حجاج بدهد. زیرا گمان نمی بردم که سعید تا این اندازه آگاه و مطلع باشد.

 -معصوم سوم ص 186تا190,زبده المعارف ص 453,454و خصئص فاطمیه ص 445,446,در کتاب زبده المعارف آمده است که شبعی خود با حجاج بن یوسف مناظره کرده استنه سعیدبن جبیر-

همین سوال را هارون الرشید ,خلیفه ی عباسی از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام می پرسدکه امام علیه السلام علاوه بر پاسخ فوق دلیلی دیگر برای وی می آورند:ایشان فرمودند:دلیل دیگر آیه ی مباهله است,خداوند سبحان می فرماید در قرآن کریم:پس هرکس با تو در مقام مجادله در آید درباره عیسی ,بعد از آنکه به وحی خدا از احوال ,او آگاهی یافتی با اوبگو:ما و شما با پسران و زنان خود به مباهله برمی خیزیم و در دعا و التجاء به درگاه خدا اصرار می کنیم  تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم (سوره ی ال عمران آیه ی 54)

رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم نصاری نجران را به مباهله و نفرین دعوت می کند و از آنان می خواهد که شما ,زنان و فرزندانتان,حاضر شوید و من با زن و فرزندان خود حاضر می شوم و یکدیگر را نفرین نمائیم که هر کدام دروغ پرداز باشند, نفرین خدا بر او باد ,و در روز مباهله پیامبر صل الله علیه و آله وسلم علی بن ابیطالب علیه اسلام و فاطمه علیه السلام و حسنین علیه السلام حاضر شدند. در آیه ی شریفه منظور از انفسنا علی بن ابی طالب علیه السلام و نسائنافاطمه ی زهراء علیه اسلام و ابنائنا حسنین علیه اسلام می باشند ,چه روز مباهله بجز آنان کسی دیگر حضور پیدا نکرد, بنا بر این وقتی در قرآن کریم حسنین علیه السلام به عنوان پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم محسوب می شوند دیگر جای هیچگونه تردیدی نیست ,که ما از نسل پیامبر و ذریه ی او هستیم. . . .-تفسیر المیزان ج3 ص -251


دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 |

 


<<العلماء باقون ما بقي الدهر>>
حضرت آیت الله حاج آقاحسین محمودیان تفرشی (رضوان الله علیه) عمري را در مسير اعتلاءدين و امر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام ) سپري كرد و در اين مسير ازمحضر بزرگاني همچون حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره)و حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) استفاده كرد و باتاسيس حوزۀ علميه به پرورش شاگرداني در علوم ديني پرداخت و در يك كلمه مصداق كلام امام صادق (عليه السلام) كه فرمودند:((خدا رحمت كند كسي را كه زنده كند امر ما را )).


 

 

 

فروردین 1393
آذر 1392
آبان 1392
بهمن 1391
بهمن 1390
اسفند 1388
بهمن 1388
مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387

 

...
یا صاحب الزمان
مزار مطهر
یا زهرا ...
پنجمین سال دوری
سومين سالگرد
شهادت نبي مكرم اسلام و سبط بزرگوارشان به محضر حضرت ولي عصر ارواحنا فداه تسليت
بمناسبت ولادت آقای همه روسفیدان
حسنین علیه السلام پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم

  

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی(مدظله العالی)
هدايت
حقيقت
شيعه حق

 

 

 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
 Themes By Blog Skin :.